تبليغاتX
عاشقم عاشق تو

عاشقم عاشق تو

 

 
 

 

Ø ساعت Ø

 

 


Ø نويسندگان Ø

 


 


Ø جستجو Ø

 

 
جستجوی فارسی در گوگل


 

جستجو در وبلاگ


 


Ø آمار وبلاگ Ø

 


تعداد بازدیدها:



 


Ø لوگوی دوستان Ø

 

قالب ساز

لوگوی شما

لوگوی شما


  لوگوی من


 

 

این رو یکی از دوستان واسم نوشته بود دیدم قشنگه گفتم شما هم بخونید

موضوع:

راه عشق سخت است و دشوار ، هنگامي كه عشق تورا به اشارتي فرا مي خواند رهرو عشق باش .عاشق شو! تيغ هاي نهفته عشق تورا خسته مي كند ،نواي عشق چنان چون باد شمال در باغ روياهاي تورا آشفته مي كند ، اما عاشق شو



 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در سه شنبه 18 فروردین1388

|

بدون شرح

موضوع:

بدون شرح . . .

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386

|

موضوع:

بدون شرح . . .

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386

|

موضوع:

 



 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386

|

آموختم...

موضوع:

 آموختم...

 

من عشق را از انعکاس مهتاب در حوض خانه مادر بزرگ آموختم...

من ایثار را از قلب خورشید در آسمان صحرا  آموختم...

من محبت را از قطره های باران بر علفزار آموختم...

من زندگی را از امواج طوفانی شب دریا آموختم...

من صداقت را از یکرنگی ابرهای سفید آموختم...

من گذشت زمان را از چشمهای منتظر آموختم...

من ایمان را از کودکان معصوم آموختم...

 

و من آموختم هر چه را که می خواهم فقط از معبود یکتا بخواهم...



 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386

|

عشقه من

موضوع:

پري كوچك غمگيني را

مي شناسم كه در اقيانوسي مسكن دارد

و دلش را در يك ني لبك چوبين

مي نوازد آرام آرام

پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه مي ميرد

و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد

 



 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386

|

افسانه چشمانه تو

موضوع:

افسانه چشمان تو غريب است مانند بركه اي نا آرام ودرحال گريز كاش نقاش چيره دستي بودم

تاجنگل سبز چشمان تورا به تصوير مي كشيدم.

من التماس نگاهت رابا مظلوميت تمام فرياد كردم وهر شب نوشته هاي عريانم را در كوچه پس

كوچه هاي خلوت شهر به دست نسيم صبحگاهي سپردم هرشب از راز چشمان تو نوشتم و تورا با قلمم

به شهر بت رساندم ودست آخر از نامه گذشتم.كاش امشب بغض آسمان با بغض دردآلود من همدرد شود

تاغم از دست دادن تورا با نواي غريبانه اي به اوج فلك برسانم و چشمان اشكبارم را در عزاي بي تو

بودن در گورستان تنهايي سبكبار كنم. دلم يك همدرد مي خواد قلمم همدرد است اما هر چه مي نويسم

تو را فراتر از نوشته هايم مي بينم واي قلمم كم كم مي ميرد ومن مي مانم و بغضي كه در گلو به شيداييم

دامن زده است. وقتي نمي آيي و خورشيد بي وفاي چشمانت در پس ابرها غروب مي كند نماز آيات

ميخوانم شايد توبيايي اما دردي گريبانگير سرنوشت من و توست كاخ كاغذي ما را آب و باد برد.

اول دبستان بودم كه نوشتم:آب, باد, باران............

شادي ام ديدن رويت بود نه نوشته اي كه فريبم دهد

من انسان نخستين نيستم كه وجودم تشنه تكلم باشد

 



 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386

|

کاش میدانستم زندگی کوتاه است

موضوع:

کاش مي دانستيم زندگي کوتاست
کاش از ثانيه هاي زندگي لذت مي برديم
کاش قلبي رو براي شکستن انتخاب نمي کرديم
کاش همه را دوست داشتيم
کاش معني صداقت را ما هم مي فهميديم
کاش هيچ کودک فقيري ديگر خواب نان تازه وداغ را نمي ديد
کاش دلهايمان دريايي مي شد
کاش مي فهميديم زندگي زيباست
و
لذت مي برديم تا نهايت
کاش ميدانستيم که ما نمي دانيم فردا برايمان چه اتفاقي مي افتد
کاش بهانه اي براي ناراحت کردن دلهاي زخم خورده نبود
کاش...
کاش...
کاش...

 



 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386

|

ابهام

موضوع:

وقتي از تو مينويسم از فكر كردن باز ميمانم، وقتي از تو مينويسم در خيال فرو ميروم... وقتي از تو مينويسم نوشتن را فراموش ميكنم... وقتي از تو مينويسم عاشقتر ميشوم... براي تو مينويسم تا اندكي بيش با تو باشم... وقتي با تو هستم دنيا برايم زيباست، با تو بودن براي من دنياست... تو را خواستن غرور را شكستن است، تو را خواستن عشق را پذيرفتن است، تو را خواستن درك روياهاي باورنكردني است... و من تو را ميخواهم، اي افسونگر شبهاي تنهايي من



 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند1385

|

عمر من

موضوع:

عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد من صبوري كردم و تاراج گر مغرور شد عمر من همراه با تكرار روز و شب گذشت شمع فانوس جواني دم به دم كم نور شد خويشتن را بشكني ايثار اگر از حد گذشت پاكبازي هر چه كردم دشمني منظور شد راه را از چاه در هر لحظه ايي بايد شناخت يك قدم غافل شدم يك عمر راهم دور شد اي جوان كي گفته فصل انتهاست ؟ فصل اميد است و روز ابتداست زندگي را با چراغ معرفت آغاز كن در ركاب دوستي با همسفر پرواز كن در ميان راه اگر هر مانعي ره بر تو بست



 



نويسنده: مهشید

نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند1385

|


 

Ø منوی اصلی Ø

 

 صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


درباره وبلاگ



 


Ø آرشيو مطالب Ø

 


فروردین 1388

شهریور 1386

اردیبهشت 1386

اسفند 1385

شهریور 1385

تیر 1385

آرشيو


 


Ø پيوندها Ø

 

 
دیجیتال کیوان

آسمان آبی

سکوت خلوت شب

تنها

دل نوشته های دومان

من و نازی

دوستانه

آسمان آبی شهرمان

تنها ترین تنها

ما آزادیم در حالی که نیستیم

نرم افزار×کارت پستال×عکس

عاشقونه

نرم افزار

دانلود همه چیز که فکر شو بکنی

دوستت دارم عشق من

آسمان آبی شعرهای من

آسمون شب

چقدر زود دیر شد

دانلود موزیک.نرم افزار-موبایل و..

یکتا صداقت نوین

تو را می خوانم

محله شلوغ

شب نیلوفری

عشق بدون مرز

گاهی خوش.....گاهی غم

به نام آفریدگار عشق

رازي عاشقانه

سايت های جديد و ديدنی ، موزيک ، چت ، دانلود ، فيلم ، دوست يابی

عاشقانه

لینکدونی وبلاگ های عاشقانه و شاعرانه و رمانتیک

#### گالري بزرگ عاشقانه ها ####

 
قالب ساز


 


¤ قالب ساز ¤

 

ساخت و ويرايش قالب توسط

قالب ساز 

©raz¥Full

 

 

 <||Copyright © 2006 - Designed By : ©raz¥Full All Rights Reserved ||>